تبليغاتX
یادداشت‌ها
یادداشت‌ها

ياغيان حقيقي
چه مي‎شود اگر در اين جهان پست مدرن مبتني بر قانون‎شكني‎هاي از پيش مقرر كه در آن تعهدات زناشويي كار از مد افتاده و احمقانه‎اي به نظر مي‎رسد همان كساني ياغيان حقيقي باشند كه به اين تعهد پاي‎بندند؟چه مي‎شود اگر امروز ازدواج معمولي همان جسورانه‎ترين و مرموزترين شكل تخطي باشد؟" اسلاوي ژيژك
o نوشته شده در  دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 17:26    | 
وضعيت اضطراري واقعي
به قول ژيژك امروزه تنها راه رهايي در برابر بيزاري پست مدرن از آرمان‎هاي ايدئولوژيكِ بزرگ و پناه بردن به حوزه خصوصي يعني تطبيق يافتن با فرمول‎ها و قواعد اصيل زندگي خصوصي كه از سوي صنعت فرهنگ سازي مدرن ترويج مي‎شود و شكستن قيد و بند هايِ كالايي شدنِ از خود بيگانه، ابداعِ "شكل جديدي از امر جمعي" است.
آنچه در همه‎ي انواع دل‎خوش‎كنك‎هاي فريبنده و ظاهري پست مدرن ( فضاي كليك‎گون، بازي‎گوشانه و پنجره‎يي اينترنت، در انواع اعتيادها و ازخودبي‎خود شدن‎ها در قالب ادبيات، فلسفه، معنويت و فرهنگ با مي و ني و مولانا و مدونا)مشترك بوده و محقق مي‎شود، چيزي جز انهدام و انزواي بيش از پيش هويت و تن آدمي و اخلاق و كنش واقعي نيست و پيامد آن عادت به تفكر و كنشي است كه با فاجعه و فاشيسم عين قاعده و روال عادي امور برخورد مي‎كند و خيره و منفعل ايستاده و هيولايي را كه خود ساخته و در جان گرفتن آن مشاركت كرده‎ نظاره مي‎كند.
به گونه‎يي هم‎كلام با والتر بنيامين در تزهايي درباره تاريخ بايد نوشت:" سنت ستمديدگان به ما مي آموزد كه وضعيت اضطراري يا استثنايي كه در آن به سر مي بريم خود قاعده است.بايد به تصوري از تاريخ دست يابيم كه با اين بصيرت خواناست آنگاه به روشني در خواهيم يافت كه وظيفه‎ي ما ايجاد يك وضعيت اضطراري واقعي است و اين كار موضع ما را در مبارزه با فاشيسم تقويت خواهد كرد . يكي از دلايل وجود بخت پيروزي براي فاشيسم آن است كه مخالفان فاشيسم، تحت عنوان پيشرفت با آن به مثابه‎ي نوعي قاعده يا هنجار تاريخي برخورد مي‎كنند امروزه بسياري از اين نكته در حيرت‎اند كه وقوع حوادثي كه بر ما مي‎گذرد هنوز هم در قرن بيستم امكان‎پذير است. ولي اين حيرت نه حيرتي فلسفي و نه سر آغاز معرفت مگر معرفت به اين حقيقت كه آن تصور از تاريخ كه سرچشمه‎ي اين حيرت است، قابل دفاع نيست
o نوشته شده در  یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 5:3    | 
امر محال

به نظر من_ بر اساس حرف‌هاي ژيژك در گفتگو با گلين دالي كه درپيوست كتاب رخداد آمده است، و عنوان مقاله‌يي كه در ابتداي كتاب، مراد فرهادپور از دالي ترجمه كرده است( risking the impossible  / ژيژك: قمار كردن بر سر محال ) _ قمار كردن اساسا امري بازيگوشانه و فانتزي است و نمي‌تواند كل بار معنايي كار ژيژك  را برساند.به گونه‌يي كار  ژيژك قيام براي محال و بر سر امر محال و نشدني است همان عمل و فعلي كه اسطوره‌ي عمل‌گرايي آنرا نشدني جلوه داده و ما را به تحقق فرايند و رخدادي شدني و امكاني و در چارچوب بازه‌ي تعريف شده‌ي موجودِ محلي/جهاني ميل مي‌دهد.و دخالتِ راديكال ژيژك در انتخاب و اقدام به عملي واقعي بر اساس اخلاقِ امر واقعي، براي قمار كردن شكل نگرفته است.چيزي كه ژيژك با كنار زدن همه محدديت‌ها زنجيرها و  اسطوره‌ها در عمل و انديشه آن را محقق كرده است: ريسك كردن و مخاطره كردن واقعي(قيام)، به مراتبّ با اشكال مختلف قمار، عاشقانه و يا صلح / محيط زيست دوستانه فرق بنيادي دارد.كه بايد مد نظر گرفت.

o نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 0:54    | 

رفيقي داشتم مي‌گفت كتاب خواندن در ايران معاصر استمنا ذهني است و اين براي عشق كتابي مثل من پتك كشنده‌يي بود كه پس مدتها كلنجار رفتن با اين موضوع به اين نتيجه رسيدم كه در نوشتن، خواندن و عاشق شدن‌مان :در كنش سياسي و اجتماعي‌مان : و حتا در برنامه‌ها و فعاليت‌هاي اقتصادي و ساختاري‌مان و اساسا در  همه چيز مان سويه‌هايي از  سرايت مزمن استمناگونه‌گي قابل مشاهده و رد يابي است.

وتو مي‌تواني در همين متن كوتاه آن فعاليت مزمن را دوباره مشاهده كني.

o نوشته شده در  جمعه 6 بهمن1385ساعت 0:22    | 

 ‌تاماس جفرسون مي‌گويد "اگر همسايه‌ي من بگويد كه بيست خدا هست يا خدايي نيست آزاري به من نمي رسد."

شما چه مي‌گوييد؟

o نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 8:11    |